تاريخ اديان از علی اصغر حکمت از آن جا که انسان موجودی اجتمای بوده و در جامعه ی انسانی زاییده و پرورش یافته است، در طول تاریخ هیچ گاه راه انزوا را نپذیرفته و همیشه به صورت تشکل های بشری به زندگی ادامه داده و راه تکامل اندیشگی خود را پیموده است. از آغازین روزها مسیر پر فراز و نشیب تکامل اندیشگی به فلسفه ی وجودی خود اندیشیده و بر همین اساس انواع نگرش در پیدایی جهان بروز کرده و رشد و تکامل لازم را به دست آورده است. انسان از پرستش اجداد و ارواح نیکان خود و قبیله اش، آنیمیزم آغاز به اندیشگی کرد و در این ره گذر به دست آوردهای بزرگی دست یافت.
خدایان ریز و درشتی در ذهن خود آفرید. به آن ها زندگی بخشید و در تضاد با ارواح خبیثه و خدایان بدکردار آنان را شهید کرد و در غم از دست دادنشان مویه کرد و سوگواری به راه انداخت. انسان همان گونه که در ساخت ابزار تولید برای زندگی مادی خویش موفق بود به همان اندازه و یا حتی بيش تر در زمينه ی فلسفه پیدایی، به رشد و شکوفایی دست یافت. اسطوره های بی شمار در تمدن های بزرگ جهان مؤید این اندیشه است. اگر با آگاهی و معلومات امروزی به دنیای اولیه بنگریم حتماٌ اولین انقلاب بشر را دست یابی به اندیشه نام خواهیم نهاد. اگر زئوس خدای خدایان یونان پرومته را به اتهام رسانیدن آتش به انسان در قله ی قاف به بند می کشد و عقابی را مامور می کند تا پایان دنیا جگرش را بخورد، در برابر خدا یا نیمه خدایی که اندیشه را به بشر ارزانی داشت چه حکمی صادر کرده است، زیرا که آتش نیز زاییده ی اندیشه ی بشر بوده است. بررسی این اندیشه ها که به صورت عقاید مختلف قومی در منطقه های جغرافیایی گوناگون در طول تاریخ سیر تحولات بشر صورت گرفته است تاریخ ادیان را به وجود آورده است. چون انديشه های باطني و عاطفه های نفساني نزد همه ی اقوام و ملل بشری در سراسر تاريخ زندگی بشر در طول زمان و دوره های مختلف و در تمام مرحله های تمدن و فرهنگ به صورت و نوعی وجود داشته اند، از اين رو مطالعه و تحقيق در زمينه ی اديان و مذاهب، علاوه بر وصول به حقيقت برای فهم قواعد و درک نواميس جامعه ی بشری آگاهی به سير تکاملی ارتقاء تمدن بني آدم است. علم تاريخ تمدن بشری بحث می کند و از نظر جامعه شناسی و همچنين از لحاظ تاريخ تحولات اجتماعی و فرهنگی انسان و جغرافيای انساني و بالاخره از نظر فلسفه ی محض. علم تاريخ اديان محل توجه دانشمندان قرار گرفته است، زيرا تحقيق علمی صحيح در فنون سه گانه: سوسيولوژی، جغرافی و فلسفه بدون بصيرت و اطلاع از اديان و عقايد ملل به مرحله ی کمال در آن سه رشته نخواهد رسيد. اين علم مقدمه ی تربيت نفس و معرفت انسان به حقايق اشياء است. |