نام کاربری رمز ورود ورود برای همیشه دریافت رمز عبور عضویت در سایت

فال حافظ شیرازی

منوها

كتابها


ليست تمامي كالاها


جستجوي پيشرفته

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
گزارشی از شوری آش! نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
Imageآش آن چنان شده است که برنامه‌ریزان اقتصاد بانک جهانی و سیستم سرمایه داری آمریکا در آن فرو مانده‌اند. بدان‌گونه که صدای شادمان‌شدن مارکس اندیشمند ماتریالیست قرن بیستم را شنیده‌اند.
 آش آن قدر شور است آن‌ها که در طول تاریخ فرياد ورشکستگی و گرسنگی میلیون‌ها آدم را نشنیده ‌بودند،صدای ورشکستگی لیمن‌برادرز بزرگ‌ترین بانک ایالات متحده را آن‌چنان شنیده‌اند که در پی نجات آن با هزینه‌ی همان ميليون‌ها مردم، وام 700 میلیارد دلاری را برنامه ریزی کردند كه هنوز هم ادامه دارد.
آش آن چنان شور است که رأس نطام مالی آلمان، وزیر دارایی در گفت و گو با هفته نامه«اشپیگل» ناچار به اعتراف می شود که « مارکس خیلی هم اشتباه نمی کرد: یک سرمایه داری لگام گسسته، آن گونه که ما شاهد آن هستیم، دست آخر خود را نیز می بلعد.»
آش آن چنان شور است که روزنامه «گاردین» جاپ لندن نوشته‌است: اگر کارل مارکس زنده بود از آشوب امروز در نظام سرمایه‌داری به ذوق می‌آمد، زیرا در بحرانی که سراسر نظام مالی جهان را فرا گرفته، نظریات خود را محق می‌دید.
آش آنقدر شورتر شده که، آنان که روزی برای شکست دیوار برلین کف می‌زدند و هورا می‌کشیدند برای خرید آثار کارل مارکس توی صف ایستاده‌اند. به نقل از BBC « در آلمان فروش آثار کارل مارکس، به ویژه اثر کلیدی او« سرمایه» بالا رفته‌است. بنگاه انتشاراتی کارل‌دیتس در برلین خبر می‌دهد که از زمان آشکار شدن بحران فراگیر مالی جهان، فروش آثار پیشوای کمونیسم سه برابر شده‌است.»
آش آن قدر شورتر شده است که BBC کتاب سرمایه را توصیح می‌دهد و می‌گوید،«هر نظم تاریخی در تکامل جامعه، پایه های مادی سامانه ای برتر را فراهم می آورد. هر شکل اجتماعی در مرحله معینی از کمال، جای خود را به نظمی بالاتر می دهد. هنگامی که تظاد میان مناسبات توزیع ثروت ، که بازتاب شکل تاریخی مناسبات تولیدی هستند، با نیروهای تولید و ظرفیت های تولیدی به نهایت برسد، تعارض دامنه و ژرفای بی سابقه ای پیدا می کند. در این حال برخوردی قطعی میان تکامل مادی و تولید و شکل اجتماعی آن پدید می آید و« مارکس این شرایط را زمینه ای برای انقلاب اجتماعی می داند.»
آن قدر شوری، جان‌فرسا شده‌است که این خبر گزاری در بخشی از معرفی تئوری‌های ارزش اضافی، به توضیح مراحل مختلف سرمایه می‌پردازد و می‌نویسد، سرمایه از سه مرحله گذر می کند؛ پولی، تولیدی و کالایی. سرمایه‌ی پولی در ورود به بازار کار، با نیروی کار و وسایل تولید هم راه می شود، و به صورت سرمایه ی  تولیدی یا سرمایه ی بارآور درمی آید. سرمایه‌ی تولیدی با تولید کالا به سرمایه ی کالایی متحول می شود. کالا با ورود به بازار به نوبه ی خود، پول فراهم می آورد که باز بخش اعظم آن به سرمایه ی پولی برمی گردد و آن را باشتاب و شدت بیش تری به حرکت می اندازد. به نظر مارکس «این سیر دورانی، مدام تندتر و پیچیده‌تر می‌شود.
شوری آش در من نیز بی‌تاثیر نبود و گرنه من کجا و این حرف‌های گنده کجا! به یاد جمله از رومن رولان می‌افتم كه میگوید« بسیاری از نویسندگان تردست موضوع روز را بو می‌کشند؛ آنان لباس و رنگ‌های مناسب فصل را می‌شناسند و می‌دانند که چه وقت باید کلاه سرخ بر سر نهاد و جه وقت باید آن را از سر برداشت....» گفته‌ی رولان را در ذهن می‌جوم اما نمی‌توانم غورتش دهم برایم سنگین است. به یقین شامل من نخواهد شد چون معمولا سال نکو از بهارش پیداست، اما در مورد گزارشگر منبع و BBC نمی‌دانم قضاوت با شما!
 
< بعد   قبل >