|
 «ماهيچههای حلقم كار نمیكرد، لقمه توی گلويم گير كرد. بیپناهی، روش مكارانهای، زنانه برای جلب يا شكار مرد. من اين را كاملا میدانستم، ولی چهطور اين مطلب را به او بفهمانم؟ او مثل همه مردهای ديگر بچه بزرگسالی بود كه چشمهای اشكآلود دلش را میلرزانيد و اگر زنی به او پناه میآورد پناهش میداد، لبخند دروغ را نمیفهميد. او تفاوت ميان فربهای و بادآوردگی را نمیدانست.» به نقل از كتاب رمان روزهايی كه با او گذشت چاپ نشر پژواك كيوان
رمان روزهايی كه با او گذشت تاليف كوليت خوری، ترجمهی آذر آيتي توسط نشر پژواك كيوان به چاپ رسيدهاست خوری بانوی نويسنده و شاعر سوريهای در دمشق متولد شد و تحصيلات خود را در سوريه و فرانسه ادامه داد. پساز بازگشت به وطن، به استادی زبان و ادبيات فرانسه در دانشكدهی ادبيات دمشق برگزيدهشد. به زبان عربي و فرانسه شعر ميگويد و مجموعههايی از آثار وي به چاپ رسيدهاست. ازنوشتههای او: بيست سال شعر به زبان فرانسه/ روزهايي كه با او گذشت، بيروت، 1954/ تشنج، شعر به زبان فرانسه/ فقط يك شب، بيروت، 1960/ من و روزگار، مجموعه داستانهای كوتاه/ كيان، مجموعه داستانهای كوتاه/ دمشق خانهی بزرگ من، داستان بلند/ سخن زن، داستان بلند/ دو داستان، نشر كانون نويسندگان عرب، 1972/ تابستان گذشت، رمان، نشر كانون نويسندگان عرب، 1975/ گرانبهاترين گوهری در عالم ، نمايشنامه، 1975/ دعوت به روی پل، داستان، نشر كانون نويسندگان عرب، 1976. |